گرگ هار

گرگ هاري شده ام هرزه‌پوی و دَلَه دو شب درين دشت زمستان زده بی‌همه چيز می‌دوم ، بُرده ز هر باد گرو چشم‌هايم چو دو كانون شَرار صف تاريكی شب را شكند همه بی‌رحمی و فرمان فرار گرگِ هاری شده‌ام، خون مرا ظلمت زَهر كرده چون شعله چشم تو سياه …

Inscription

The stone lay there like a mountain and we sat here a weary bunch women, men, young, old all linked together at the ankles, by a chain. You could crawl to whomever your heart desired as far as you could drag your chain. We did not know, nor did we …

The Moment of Meeting

The moment of meeting is near Once again, I am mad, intoxicated; Once again trembles my heart, my hand, As if I …

در آن لحظه

در آن لحظه که من از پنجره بیرون نگاه کردم کلاغی روی بام خانه ی همسایه ی ما بود و بر چیزی …

The Leafless Garden

The cloud with its cold and damp skin Has embraced the heaven tightly; The leafless orchard Is alone day and night With …

و ندانستن

شست باران بهاران هر چه هر جا بود یک شب پاک اهورایی بود و پیدا بود بر بلندی همگنان خاموش گرد هم …

مرداب

این نه آب است کآتش را کند خاموش !با تو گویم ، لولی لول گریبان چاک ;آبیاری می کنم اندوه زار خاطر …

تسلی و سلام

(برای پیر محمد محمد آبادی (محمد مصدق دیدی دلا که یار نیامد؟ گرد آمد و سوار نیامد بگداخت شمع و سوخت سراپای …

Condolence and Greeting

For Dr. Mohammad Mosadeq Did you see, O mate, that the friend didn’t come? The dust arrived but the horsemen didn’t come. …

Dandelion

Dandelion!, Say, from where you are coming, From where and what news you have brought? May you bring good tidings!, but In …