هیچ بارانی شما را شست نتواند

source: https://www.instagram.com/mehdiakhavansaless/ به عزای عاجلت ای بی نجابت باغبعد از آنکه رفته باشی جاودان بر بادهرچه هرجا ابر خشم از اشک نفرت باد آبستنهمچو ابر حسرت خاموشبار منای درختان عقیم ریشه تان در خاک های هرزگی مستوریک جوانه ی ارجمند از هیچ جاتان رست نتواندای گروهی برگ چرکین تار چرکین …

زنجير

زن و مرد و جوان و پير همه با يكديگر پيوسته ، ليك از پايو با زنجيراگر دل مي كشيدت سوي دلخواهيبه سويش مي توانستي خزيدن ، ليك تا آنجا كه رخصت بودتا زنجير Inscription/کتیبه

روی جاده ی نمناک

اگرچه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی ازین دشت غبار آلود کوچیده ست و طرف دامن از این خاک دامنگیر برچیده ست …

یاد

هرگز فراموشم نخواهد گشت، هرگز آن شب که عالم، عالم لطف و صفا بود من بودم و توران و هستی لذتی داشت …

مردم! ای مردم

مردم! ای مردم من همیشه یادمست این، یادتان باشد نیم شب ها و سحرها، این خروس پیر می خروشد، با خراش سینه …

BBCPersian Article About Mehdi Akhavan Sales

می‌گویند موسیقی ما در روند تکاملی خود و در مقایسه با همزاد دیرینش شعر، به شکلی چشمگیر عقب مانده است. این نکته‌ای‌است …

گرگ هار

گرگ هاري شده ام هرزه‌پوی و دَلَه دو شب درين دشت زمستان زده بی‌همه چيز می‌دوم ، بُرده ز هر باد گرو …

Inscription

The stone lay there like a mountain and we sat here a weary bunch women, men, young, old all linked together at …

The Moment of Meeting

The moment of meeting is near Once again, I am mad, intoxicated; Once again trembles my heart, my hand, As if I …